previous pauseresume next

وقتي شعله آتش از قربانيان سوختگي خجالت مي‌کشد

معصومه ستوده  اينجا ولي‌عصر است، خياباني زيبا با درختاني سر به فلک کشيده در بزرگ‌ترين خيابان تهران بالاتر از ميدان ونک، ساختماني کلنگي با قدمت ۵۰ ساله به نظاره نشسته که پذيراي بيماران از سراسر کشور است. بيماراني که براي درمان تخصصي سوختگي از همه جاي ايران به تهران ارجاع داده مي‌شوند. تمام بيماران براي ورود به ساختمان بيمارستان، ناچار هستند تا از ميان شن و ماسه که جلوي در تلنبار شده است، عبور کنند. سرويس بهداشتي کثيف و جولان دادن سوسک‌ها در برابر بوي فاضلابي که فضا را پر کرده است، اصلا به چشم نمي‌آيد. کثيفي اتاق‌ها و عوض نشدن ملحفه‌ها گاهي آنقدر عادي است که ديگر کسي به خود زحمت اعتراض کردن هم نمي‌دهد. درست زماني که عده‌اي بر اثر سقوط هواپيما دچار سوختگي شده و به اين مکان انتقال داده مي‌شوند، بيمارستان رنگ و بوي ديگري به خود مي‌گيرد. عيادت مسئولان کشور از بيماران به بهانه‌اي تبديل مي‌شود تا بعد از چند روز ملحفه‌ها عوض شوند اما اين تمام داستان نيست. قصه زماني پرغصه مي‌شود که در همين بيمارستان با هزاران مشکل، تعداد زيادي بيمار بايد در صف انتظار بمانند تا پذيرش شده و جايي براي درمان پيدا کنند، نبود تخت کافي آنقدر حاد است که بيماران به صورت تفکيک‌نشده بستري مي‌شوند و کار به جايي مي‌رسد که گاهي مردان به بخش زنان انتقال داده مي‌شوند. اين نقل‌ها، روايتي انتقادآميز از بيمارستان شهيدمطهري نيست، بلکه روايت پرغصه‌اي است که آقاخاني، رئيس بيمارستان هم آن را تاييد کرده، اينجاست که دل آتش هم براي قربانيان خود مي‌سوزد.داستان غم‌انگيز بيماران سوختگي نياز به توصيف زيادي ندارد. درد و رنجي که بيش از هر چيز بيماران سوخته را مي‌آزرد. جراحت عميق ناشي از فقر و نااگاهي است که منجر به سوختگي عميق شده است. افرادي که از وسايل گرمايشي غيراستاندارد براي گرم کردن خانه و کاشانه خود استفاده مي‌کنند، اغلب افرادي هستند که از تمکن مالي مناسبي برخوردار نبوده و به طبقه پايين‌تر از سطح متوسط جامعه تعلق دارند. همين باعث شده که ملجا و پناهگاه اين بيماران، بيمارستان‌هاي دولتي با تمام مشکلات ساختاري اش باشد. اين بيماران برايشان فرقي ندارد که در کدام بخش بستري شوند و نحوه بانداژ آنها سنتي است يا مدرن. آنها به کمترين امکانات هم قانع هستند، چون مي‌دانند که اينجا آخر خط است و اگر در اين بيمارستان درمان شوند، مي‌توانند به ادامه زندگي اميد داشته باشند. محدود شدن بيماران سوانح و سوختگي به قشر ضعيف و کم‌درآمد جامعه باعث شده که بخش خصوصي از ورود به اين عرصه ترس داشته باشد و عطاي سرمايه‌گذاري در اين بخش را به لقايش ببخشد، چون مي‌داند که سرمايه‌گذاري در اين بخش برگشتي نداشته و ارمغاني به جز ضرر به همراه ندارد. همين باور باعث شده تا بيمارستان‌هاي سوانح سوختگي به چند بيمارستان سطح سوم دولتي محدود شود که حرفي براي گفتن ندارند، هر چند نبايد اين واقعيت را ناديده گرفت که آنها با کوهي از مشکلات دست و پنجه نرم مي‌کنند. شايد بارها اين موضوع مطرح شده باشد که طرح تحول سلامت بتواند اندکي مشکلات اين بيمارستان‌ها را حل کند و شرايط بهتري را براي بيماران سوخته که اغلب اميد به زندگي پاييني دارند، فراهم کند. در اين ميان بسياري از چشم‌ها متوجه طرح تحول سلامت شد که توانسته طرحي نو را در نظام سلامت کشور دراندازد. پاسخ انوشيروان محسني‌بندپي به امکان ياري رساندن طرح تحول سلامت به بيمارستان‌هاي سوختگي منفي بود. مديرعامل بيمه سلامت ايرانيان در گفت‌وگو با سپيد، اولين روزنامه پزشکي کشور گفت: «طرح تحول سلامت به هيچ عنوان تجهيزات بيمارستاني را مورد توجه قرار نداده است، هر چند ۷۷۰ ميليارد تومان را براي تجهيز بيمارستان مناطق محروم اختصاص داده است اما نمي‌تواند براي تجهيز بيمارستان‌هايي که در داخل تهران قرار دارند، بودجه‌اي را اختصاص دهد.» وي در ادامه افزود: «بسته خدمتي ارائه شده در طرح تحول سلامت، ميزان پرداختي هزينه درمان را از جيب مردم به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي کاهش مي‌دهد و مسائلي همچون پزشک مقيم يا پرداخت مابه‌التفاوت دستمزد بخش دولتي يا خصوصي را به‌طور ويژه‌اي مورد توجه قرار مي‌دهد.»مديرعامل بيمه سلامت ايرانيان تصريح کرد: «مشکل بيمارستان‌هاي سوانح و سوختگي را بايد از روش‌هاي ديگري حل کرد وگرنه بيمه سلامت ايرانيان نمي‌تواند در راستاي تجهيز گام جدي بردارد اما مي‌توان به صراحت گفت که بيمار تنها ۱۰ درصد از هزينه بيمارستاني را پرداخت خواهدکرد.» ماليات بر جراحي‌هاي زيبايي رسول خضري، نماينده مردم پيرانشهر که مشکلات کودکان سوخته شين‌آباد را با گوشت و پوست خود لمس کرده و براي درمان و جراحي پلاستيک آنها به هر دري زده است در گفت‌وگو با روزنامه سپيد، گفت: «کشور ما ساليانه تعداد زيادي بيمار سوخته دارد که تخت‌هاي بيمارستاني کشور جوابگوي اين تعداد نيست و بايد اين تعداد افزايش يابد از سوي ديگر بايد شرايط درمان را به سمتي پيش برد تا ميزان اميد به زندگي در بيماران سوخته ما افزايش يابد.» وي در ادامه افزود: «ساليانه نزديک به ۳۰۰۰ نفر در اثر سوختگي در کشور ما جان خود را از دست مي‌دهند و از هر ۲ بيمار بالاي ۶۰ درصد سوختگي تنها يک بيمار زنده مي‌ماند، در حالي که اين رقم در کشورهاي پيشرفته به سوختگي بالاي ۹۰ درصد مي‌رسد، به عبارت ديگر ايران اختلاف ۳۰ درصدي را براي سطح اميد به زندگي دارد.»وي خواستار در نظر گرفتن ماليات بر اعمال جراحي زيبايي و درمان آن براي بيماران دچار سوختگي و صعب‌العلاج شد و افزود: «اين راهکار خوبي براي افزايش اعتبارات اين بيمارستان‌ها است به‌خصوص اينکه بخش خصوصي در اين زمينه ريسک نکرده و حاضر به سرمايه‌گذاري نيست. به همين دليل بايد با تمام توان در جهت تقويت بيمارستان‌هاي دولتي گام برداشت. اگر اين مهم تحقق پيدا کند سرانه درمان اين بيماران به صورت قابل‌ملاحظه‌اي افزايش مي‌يابد.» وي از پيشنهاد مجلس خبر داد و گفت: «ما به دولت محترم پيشنهاد کرده بوديم که براي درمان سوختگي و کمک به موسسات خيريه و درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج بودجه‌اي معادل ۵ ميليون تومان براي هر نفر در نظر گرفته شود اما متاسفانه اين پيشنهاد مورد توجه قرار نگرفت و دست مجلس براي تغييرلايحه بودجه بسته است و در نهايت مي‌تواند بودجه را ۵-۳ درصد تغيير دهد.» نماينده مردم پيرانشهر بر ضرورت تاسيس بيمارستان‌هاي سوختگي در مراکز استان‌ها تاکيد کرد و گفت: «اين مشکل اختصاص به تهران ندارد. در بسياري از مراکز استان‌ها ما بيمارستان سوختگي نداريم که وزير محترم در سفر اخير خود به آذربايجان‌غربي قول مساعد دادند که بيمارستان سوختگي و تخت‌هاي ICUبراي درمان اين بيماران در مرکز استان راه‌اندازي شود.» واردات بر کالاهاي خارجي عبدالرحمان رستميان، نماينده مردم دامغان و عضو کميسيون بهداشت و درمان بر اين باور است که بايد بخشي از واردات کالاهاي خارجي به خدمات سلامت از جمله درمان بيماران سوانح و سوختگي اختصاص پيدا کند. وي در گفت‌وگو با روزنامه سپيد، اولين روزنامه پزشکي کشور گفت: «براي درمان بيماران سوخته در اولين گام بايد تعداد تخت‌هاي سوختگي را افزايش و اين تخت‌ها را مورد حمايت مالي قرار داد. اگر اين حمايت مالي شکل نگيرد سرمايه‌گذاران ترجيح مي‌دهند تا اين تخت‌ها مشاهده مطلب ارسال شده بعد