previous pauseresume next

۲۶ مردادماه سالروز بازگشت سرافرازانه آزادگان غیور به کشور عزیزمان را گرامی میداریم

   

 

«خویش را ذوقی بود بیگانه را ذوق نویی هم قدیمی هم نویی بیگانه و خویش آمدی»

آشنای روزهای دور بودی و بیگانه روزهای غربت. زخم های کهنه مان از دوری تو بود و مرهم زخممان، آمدنت.

«بر دل و جان قلندر ریش و مرهم هر دو تو فقر را ای نور مطلق مرهم و ریش آمدی»

آمدی تا ما را همچون پرنده ها، به مهمانی آفتاب ببری.

لبخندهایتان بوی آوازهای آزادی می داد. آفتابگردان ها، به سمت آزادی چرخیدند و آفتاب را به سمت رهایی چرخاندند و خانه ها به بهار رو کردند. عطر آمدنتان، زمستان را از یاد زمین برد.

تمام پاییزها، مثل پرستوها با آمدنتان کوچ کردند. با لبخندهایتان گل های همیشه بهار، تکثیر شدند و آب ها به اندازه تمامی آبشارها، قد کشیدند. جنگل ها، پرنده هاشان را به پیشوازتان فرستادند.

آسمان آبی شد و در امتداد آغوش شما، آسمان به دیده بوسی زمین رسید و ماه، پیش پای شما شناور شد.

«ای که بر خوان فلک با ماه هم کاسه شدی ماه را یک لقمه کردی کآفتابیش آمدی»

گرمی آغوش هایتان از بوی آواز چلچله های مست، پر شد. خانه، بی صبرانه چشم انتظار آمدنتان، سراپا شوق ایستاده بود با آغوش هایی گشوده و منتظر. کوچه کوچه انتظار، شهر را لبریز قدم های مبارکتان کرده بود.